Ahvaze23

Ahvaze23

Share

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Ahvaze23, Sports, ahvaz, Ahvaz.

31/08/2026

در اوج نامردیِ روزگار، وقتی از فردامون که هیچ، از یک ساعت دیگه‌مون هم خبر نداریم، واقعاً خوشا به حال ما...

واقعاً باید به خودمون احسنت بگیم؛ برای اینکه هنوز می‌خندیم، هنوز عطر می‌زنیم، هنوز میایم سر کار، هنوز لباس شیک می‌پوشیم، هنوز برای زندگی کردن تلاش می‌کنیم.

ما نسل دهه چهلی‌ها هستیم؛ نسلی که خیلی وقته سوخته... نسلی که خیلی چیزها دیده، خیلی زخم‌ها خورده، خیلی سختی‌ها کشیده؛ اما هنوز، با تمام این دردها، مثل یک آدم زنده داریم زندگی می‌کنیم.

من به نسل دهه چهلی خودم افتخار می‌کنم. به این همه استقامت، به این روحیه، به اینکه با وجود تمام فشارها هنوز تسلیم نشدیم.

به خودمون تبریک می‌گم... برای اینکه هنوز ایستادیم، هنوز می‌خندیم، و هنوز زندگی می‌کنیم. ❤️

29/08/2026

خطاب من به سعادت حردانی؛

آقای سعادت حردانی، امروز پیراهن استقلال را پوشیده‌ای و ظاهراً آن‌قدر درگیر «بزرگی» این تیم شده‌ای که یادت رفته چه باشگاهی تو را ساخت و به فوتبال ایران معرفی کرد!

از نگاه شما شاید استقلال بزرگ‌ترین تیم دنیاست، اما از نگاه ما هواداران فولاد، بزرگ‌تر از فولاد وجود ندارد.
فولاد همان باشگاهی است که از تیم‌های پایه دستت را گرفت، سال‌ها برایت هزینه کرد، پله‌پله بالا آوردت و به تو فرصت داد تا به جایی برسی که امروز پیراهن استقلال و تیم ملی را بر تن کنی.

استقلال اگر برای تو بزرگ است، محترم؛ اما این بزرگی نباید آن‌قدر چشم‌هایت را بگیرد که گذشته‌ات را نبینی!

یادت باشد قبل از اینکه بازیکن استقلال باشی، محصول آکادمی فولاد بودی.
قبل از اینکه پیراهن تیم ملی را بپوشی، فولاد بود که به تو پیراهن پوشاند و برای رشد فوتبالت هزینه کرد.

هوادار فولاد انتظار ندارد منت استقلال را سر کسی بگذارد؛ اما انتظار دارد بازیکنش نمک‌نشناس نباشد.

سعادت جان، استقلال شاید برای تو بزرگ‌ترین باشد؛
اما برای ما فولاد فقط یک باشگاه نیست؛ خانه‌ای است که تو را ساخت.

پس اگر امروز به جایی رسیده‌ای، حداقل آن خانه را فراموش نکن.

بزرگی واقعی فقط به اسم و جام و هوادار نیست؛ گاهی به این است که آدم یادش نرود چه کسانی دستش را گرفتند.

این اسمش قدردانی و قدرشناسی است، نه چیز دیگری.

24/08/2026

در تمام سال‌هایی که هوادار فوتبال و فولاد بوده‌ام، کمتر بازیکنی را دیده‌ام که به اندازه ایوب والی اهل خویشتن‌داری، حیا، محبت و وفاداری باشد.

بازیکنی که بارها، چه به حق و چه به ناحق، حقش ضایع شد و فرصت‌هایی که شایسته‌اش بود از او گرفته شد؛ اما هیچ‌وقت به خاطر نام بزرگ فولاد حاشیه نساخت. حتی از معدود بازیکنانی بود که با عشق به پیراهن فولاد، قرارداد سفید امضا می‌کرد.

در دوران مربیگری هم کم برایش اتفاق نیفتاد. باز هم بی‌مهری دید، اما باز هم سکوت کرد؛ نه مصاحبه‌ای، نه جنجالی و نه رفتاری که آرامش فولاد را به هم بزند.

ایوب والی همیشه برای من نماد آرامش، متانت و عقلانیت بوده؛ کسی که حتی در سخت‌ترین شرایط، به جای اضافه کردن به حاشیه‌ها، آنها را از خودش، تیم و باشگاه دور می‌کرد.

امروز هم وقتی از هواداران خواسته تمرکزشان را روی تیم اصلی بگذارند و از فولاد حمایت کنند، نشان داد که هنوز همان ایوب همیشگی است؛ تمام وجودش برای فولاد است، نه برای خودش.

از نگاه منِ هوادار، ایوب والی فقط یک بازیکن یا مربی نیست؛
او بخشی از هویت فولاد است.

فولاد و ایوب والی؛ تصویری تکرارنشدنی از وفاداری، اخلاق و عشق به پیراهن.

هر عنوانی که زیبنده یک ورزشکار قهرمان و یک انسان بزرگ باشد، شایسته نام ایوب والی است. ❤️⚽️💛

09/08/2026

این عکس، یه تکه از زمانه…
پله‌هایی که انگار فقط بالا نمی‌رن، بلکه آدمو می‌برن به سال‌های دور… دهه هفتاد، روزهایی که ساده‌تر بودیم و دل‌هامون سبک‌تر.

فرید، همون پسر کوچولوی خندونی که امروز خودش پدر شده…
و سجاد، کنار دستش، که اون هم حالا طعم پدر بودن رو چشیده…
و مردی که با مهربونی بغلشون کرده، داییِ عزیز و پدرِ همسرم… که امروز جاش فقط تو خاطره‌هاست، اما گرمای دست‌هاش هنوز تو دل این عکس مونده.

زمان گذشته… خیلی هم گذشته…
بچه‌ها مرد شدن، زندگی جلو رفته، اما بعضی لحظه‌ها هیچ‌وقت کهنه نمی‌شن.
این عکس فقط یه تصویر نیست، یه دنیا خاطره‌ست… یه یادآوری از اینکه چقدر زود همه‌چیز می‌گذره و فقط عشق و خاطره‌ها می‌مونن.

05/08/2026

دیدار بعضیا فقط دیدار نیست…
یه جور برگشتن به گذشته‌ست، یه زنده شدن خاطره‌ها…
امروز بعد از چند سال ابوزید رو دیدم،
رفیقی که رفاقتمون از سکوهای ورزشگاه و روزای داغ فولاد شروع شد…
از همون جاهایی که با یه صدا، با یه شور، کنار هم نفس می‌کشیدیم برای تیممون ❤️🔥
چند ساله به‌خاطر مشغله کاری از اون فضا دور شدم،
اما دیدنش یه لحظه منو برگردوند به همون روزا…
به همون هیجان، همون رفاقتای خالص، همون حال خوب…
بعضی رفیقا، هرچقدر هم زمان بگذره،
بازم همون حسو بهت میدن…
انگار هیچ‌چیز عوض نشده ❤️💛❤️💛

29/07/2026

گاهی باید از شلوغی این دنیا فاصله گرفت...
چشم‌ها را بست و غرق شد در یک حس خوب؛
مستِ خنده‌های از ته دل، مستِ خاطره‌های قشنگ، مستِ آدم‌هایی که بودنشان آرامش است...

چه زیباست لحظه‌ای که دل سبک می‌شود و دنیا برای چند دقیقه همان‌طور می‌شود که آرزویش را داریم...
مستیِ واقعی، نه در فراموش کردن زندگی، بلکه در عاشقانه زندگی کردن است. 🍃✨

26/07/2026

نیلا جانِ دل…
۸ ماهه که اومدی و دنیای منو زیر و رو کردی…
تو اومدی و خستگی‌هام معنی‌شو از دست داد،
تو خندیدی و دلِ من دوباره جون گرفت… 💖

دستای کوچیکت رو که می‌بینم،
با خودم میگم چطور یه موجودِ به این کوچیکی،
می‌تونه این‌همه عشق تو دلِ آدم جا بده…

نیلا…
تو فقط نوه‌ی من نیستی،
تو دلیلِ لبخندای بی‌دلیلِ منی،
تو آرامشِ قلبِ منی وقتی دنیا بهم سخت می‌گیره…

الهی هیچ‌وقت اشک تو چشمات نیاد،
الهی همیشه بخندی همون‌جوری که دلِ منو می‌بری…
جونِ منی دخترم… جونِ منی… 🌸✨

#نیلا 💕

09/07/2026

سفیدیِ ریش، فقط نشانه‌ی گذر زمان نیست…
روایت سال‌هایی‌ست که بی‌صدا از دلِ سختی‌ها عبور کردی،
لبخند زدی وقتی دل‌ات گرفته بود،
ایستادی وقتی خسته بودی…

هر تارِ سفید، قصه‌ای دارد؛
قصه‌ی جنگیدن، صبر کردن، و مردانه ادامه دادن…
نشانه‌ی پختگی‌ست، نه پیری…
نشانه‌ی عمقی‌ست که با هیچ جوانیِ خامی عوض نمی‌شود…

سن که بالا می‌رود،
آدم بیشتر می‌فهمد، کمتر می‌گوید…
بیشتر می‌بیند، کمتر قضاوت می‌کند…
و آرام‌تر از همیشه، اما محکم‌تر از قبل،
راهش را ادامه می‌دهد…

سفیدیِ ریش،
افتخار مردی‌ست که زمان نتوانسته خمَش کند…

08/07/2026

برای من، ماندگارترین صحنه این جام
نه گل بود، نه جام، نه حتی برد…

یک تصویر بود؛
لحظه‌ای که سرمربی مصر،
در میان هیاهوی فوتبال،
پرچم فلسطین را بالا برد…

همان لحظه‌ای که فوتبال از زمین جدا شد
و به دل‌ها رسید…
به دردها، به رنج‌ها، به فریادهایی که سال‌ها شنیده نمی‌شوند…

آن پرچم، فقط یک تکه پارچه نبود؛
صدای یک ملت بود
که از میان یک مسابقه،
جهان را خطاب قرار داد…

شاید مصر در زمین بازی مغلوب شد،
شاید نتیجه به نام آرژانتین ثبت شد…
اما حقیقت این است:

برخی لحظه‌ها را با سوت پایان نمی‌سنجند…
برخی تصاویر،
برای همیشه در تاریخ و در دل‌ها می‌مانند…

و برای من،
آن لحظه که پرچم بالا رفت،
مصر پیروز شد…

01/02/2026

سکوتِ اتاقم، از سکوتِ درونم پرطنین‌تر است.
می‌نویسم و انگار حرفی برای گفتن نیست،
غریبه‌ام با خودم،
با آینه‌ای که تصویری آشنا نشان نمی‌دهد.
فقط سایۀ خستگی است که روی دیوارهای روزهایم می‌خزد.

آینده، تاریک‌ترین کوچه‌ای است که تا به حال ندیده‌ام.
قدم می‌گذارم و صدای پاهایم گم می‌شود در هیاهوی هیچ.
ترس، همسفر همیشگی لحظه‌های تنها شده است؛
ترس از فردایی که شکلش را نمی‌شناسم،
ترس از زمینی که زیر پاهایم لرزان است.

زندگی گاهی مثل کوله‌باری می‌ماند
که سنگینی‌اش ستون فقرات روحم را خم کرده است.
نفس می‌کشم، اما هوایی در کار نیست.
به دنبال "حال خوب" می‌گردم،
انگار قرار بوده نقشه‌ای داشته باشم برای جایی که هرگز نرفته‌ام.
و من، بیگانه‌ام با جغرافیای شادی.

امید؟ کلمه‌ای است که تعریفش را فراموش کرده‌ام.
تلاش می‌کنم به یاد بیاورم
که رنگش چگونه بود،
بویش شبیه چه چیز بود،
اما حافظه فقط مه‌ست و فاصله.

می‌دانم که این هم می‌گذرد،
اما وقتی در میانِ "الآن" گیر کرده‌ای،
"گذشتن" طولانی‌ترین مسیر عالم است.

تنها نیستی.
من هم اینجا هستم، در این سکوت،
در این ترس،
در این خستگیِ بی‌پایان.
شاید همین با هم بودن،
نخستین قدمِ روشنایی باشد.

Want your business to be the top-listed Gym/sports Facility in Ahvaz?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Website

Address


Ahvaz
Ahvaz