08/04/2026
درد دل با مسافران بیپناه افغانستان
این، آخرین پیام دردناک یکی از جوانان افغانستان است که در مسیر مهاجرت، در دشتهای سوزان نیمروز گرفتار مرگ شد. او در آخرین لحظات زندگیاش پیامی برای مادر و دوستانش گذاشت؛ پیامی که نشان میدهد حتی در آن لحظات سخت، دلش نگران خانواده و قرضهایش بود.
او در پیام خود میگوید👇
«مادر جان، میمیرم! هیچ امیدی به زنده ماندنم ندارم. خیلی دلم برایت تنگ میشود و میدانم که خیلی به یادم خواهی افتاد. یک پیام برای دوستانم دارم: اگر کسی از من پول قرض گرفته است، برادرانم در حد توان آن را پرداخت خواهند کرد؛ اما اگر توان پرداخت آن را نداشتند، از دوستانم میخواهم که قرض مرا ببخشند.»
دیدن چنین ویدیویی واقعاً دل انسان را به درد میآورد. انسان نمیداند در برابر این همه رنج و درد چه بگوید؛ جوانانی که برای پیدا کردن یک لقمه نان و تأمین نیازهای خانوادههایشان راهی سفر میشوند، اما در دشتهای سوزان نیمروز، قربانی قاچاقبران انسان و بیرحمی روزگار میگردند.
اگر در کشور ما زمینههای کار، صنعت، تولید، بازسازی و فرصتهای اقتصادی فراهم میبود، چرا جوانان افغانستان باید برای پیدا کردن یک لقمه نان، جان خود را در بیابانها به خطر بیندازند؟
چرا باید جوان افغانستان برای یافتن کار و ساختن آیندهای بهتر، مجبور شود خانه و خانوادهاش را ترک کند و در مسیر مهاجرت با چنین سرنوشت تلخی روبهرو شود؟
به جای اینکه مردم بیچاره افغانستان مجبور به سفرهای خطرناک و مهاجرتهای غیرقانونی شوند، باید زمینه کار، تولید، آموزش و یک زندگی آبرومندانه در داخل کشور برایشان فراهم شود. جوان افغانستان سرمایه این سرزمین است؛ نه نیرویی برای قربانیشدن در دشتها و مسیرهای مرگ.
امروز هر طرف که نگاه کنیم، مردم افغانستان را میبینیم که برای زنده ماندن و پیدا کردن یک لقمه نان، با هزاران خطر روبهرو هستند. این وضعیت واقعاً دردناک است و نباید در برابر رنج مردم خود بیتفاوت باشیم
ما باور داریم که هیچ ظلمی برای همیشه پنهان نمیماند. روزی خواهد رسید که در برابر هر مظلومیت، هر جان از دسترفته و هر حقی که ضایع شده است، پاسخگویی وجود خواهد داشت
خوشا به حال روزی که عدالت الهی برپا شود؛ زیرا اگر امید به عدالت خداوند نمیبود، مظلومان و بیپناهان این سرزمین در برابر این همه رنج، به کدام درگاه شکایت میکردند؟
08/04/2026
08/04/2026
08/04/2026